<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>

	<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" version="2.0">

	<channel>

	<title>پروفسور علی احتشامی (آشنایی با مقالات، رزومه  و دستاوردها)</title>

	<description>پروفسور علی احتشامی (آشنایی با مقالات، رزومه  و دستاوردها) Rss Feed</description>

	<link>https://aliehteshami.royablog.ir/</link>

	<language>Fa</language>

	<generator>royablog.ir</generator>

	<lastBuildDate>2025-01-01T20:47:48+03:30</lastBuildDate>
	<item>
		<title><![CDATA[آزادی عقیده | دایرة‌المعارف اقتصاد اسلامی پروفسور علی احتشامی]]></title>
		<description><![CDATA[<h1><strong>آزادی عقیده</strong></h1>
<p>دایرة&zwnj;المعارف اقتصاد اسلامی - نویسنده: پروفسور علی احتشامی<br /><img src="https://files.virgool.io/upload/users/3303084/posts/iieehndlqwow/3brjmih6puzs.jpg?width=1024" alt="علی احتشامی" width="600" height="800" /></p>
<p>اختلافات عقیدتی و مذهبی از واقعیتهای جوامع بشری و یکی از مهم&shy;ترین عوامل کشمکشها و درگیریها در طول تاریخ بوده است و در عصر حاضر، به ویژه در دنیای اسلام، گروههایی با مستمسک قرار دادن دین و مذهب بزرگ&shy;ترین جنایتها را مرتکب می&shy;شوند. در صورتی که یکی از افتخارات دین مبین اسلام این است که آزادی فکر و عقیده را امضا کرده و پیروان خود را به سعۀ صدر و تحمل مخالفان دعوت کرده است. توضیح مطلب اینکه خداوند متعال تشریعاً از همگان دعوت کرده است را بپذیرند و اعلام کرده است دینی غیر از اسلام مورد تأیید او نیست. &laquo;<strong>إِنَ&rlm; الدِّینَ&rlm; عِنْدَ اللَّهِ&rlm; الْإِسْلامُ</strong>&rlm;&raquo;<a href="#_ftn1" name="_ftnref1" data-cke-saved-href="#_ftn1" data-cke-saved-name="_ftnref1">[1]</a>؛ همانا دین نزد خدا اسلام است&raquo;. &laquo;<strong>وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ<a href="#_ftn2" name="_ftnref2" data-cke-saved-href="#_ftn2" data-cke-saved-name="_ftnref2">[2]</a></strong>؛ و هر کس دینی را جز اسلام بخواهد هرگز از او پذیرفته نشود.&raquo;</p>
<p>با این حال، خداوند تکویناً مردم را آزاد گذاشته است تا به اختیار خود هر راهی را می&shy;خواهند طی کنند.</p>
<p>&laquo;<strong>وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ&rlm; عَلَى&rlm; الْهُدى<a href="#_ftn3" name="_ftnref3" data-cke-saved-href="#_ftn3" data-cke-saved-name="_ftnref3">[3]</a></strong>&rlm;؛ اگر خدا بخواهد آنها را (به اجبار) بر هدایت جمع خواهد کرد.&raquo;</p>
<p>&laquo;<strong>وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعاً أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ&rlm; النَّاسَ&rlm; حَتَّى&rlm; یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ<a href="#_ftn4" name="_ftnref4" data-cke-saved-href="#_ftn4" data-cke-saved-name="_ftnref4">[4]</a></strong>&rlm;؛ اگر پروردگار تو می&shy;خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به اجبار ایمان می&shy;آوردند، آیا تو می&shy;خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟!&raquo;</p>
<p>اساساً تغییر عقیده ابزار مخصوص به خود را می&shy;طلبد و با اجبار و اکراه نمی&shy;توان اعتقاد کسی را دگرگون ساخت و آیۀ شریفه &laquo;<strong>لا إِکْراهَ&rlm; فِی&rlm; الدِّینِ</strong>&rlm;&raquo; به همین واقعیت اشاره دارد.</p>
<p>قرآن کریم این حقیقت را از زبان حضرت نوح (ع) به عبارت دیگری نیز بیان کرده است: &laquo;<strong>أَ نُلْزِمُکُمُوها وَ أَنْتُمْ&rlm; لَها کارِهُونَ&rlm;</strong>&raquo;<a href="#_ftn5" name="_ftnref5" data-cke-saved-href="#_ftn5" data-cke-saved-name="_ftnref5">[5]</a>؛ آیا ما [می&shy;توانیم] شما را به پذیرفتن آن وادار کنیم در حالی که آن را خوش ندارید.&raquo; بنابراین، از نظر اسلام نه تنها تحمیل عقیده مشروع نیست که ممکن هم نیست. این از امتیازات انسان نسبت به موجودات دیگر است که آزاد و مختار آفریده شده است و به همین دلیل شایستۀ تکلیف و پاداش است.</p>
<p>بر همین اساس، پیامبر اعظم (ص) مأمور بود در دعوت مردم به اسلام از زور استفاده نکند و با منطق و استدلال، مردم را به دین دعوت کند: &laquo;<strong>ادْعُ&rlm; إِلى&rlm; سَبِیلِ&rlm; رَبِّکَ&rlm; بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ<a href="#_ftn6" name="_ftnref6" data-cke-saved-href="#_ftn6" data-cke-saved-name="_ftnref6">[6]</a></strong>&rlm;؛ با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت کن و با آنها به روشی که نیکوتر است استدلال و مناظره کن.&raquo; لذا پیامبر (ص) در مناطقی که فتح می&shy;کرد، مردم را بین دو امر مخیّر می&shy;ساخت:</p>
<p>-اسلام بیاورند و جزء مسلمانان باشند.</p>
<p>- در دین خود باقی باشند و از نظر سیاسی حاکمیت حاکم مسلمان را بپذیرند.</p>
<p>اگر احیاناً فرماندهان در هنگام دعوت به اسلام، برخلاف نظر آن حضرت، خسارتی به مردم می&shy;زدند، حضرت خود را مکلف می&shy;دانست آن را جبران نماید؛ چنان&shy;که سفیرهایی به اطراف مکه فرستاد تا مردم را به سوی خدای عزّوجل دعوت کنند و از آنان خواست با مردم نجنگند. از جملۀ خالدبن ولید را به طرف <strong>تهامه</strong> فرستاد تا مردم را به سوی خدا دعوت کند و او را برای جنگ نفرستاد. اما خالد، بنی&shy;خزاعه را مورد حمله و هجوم قرار داد و کسانی از ایشان را کشت. پیامبر (ص) ضمن برخورد با خالد، علی (ع) را به آن منطقه فرستاد تا دیۀ کشتگان آنها را پرداخت کند و خسارتهایی را که به آنان رسیده بود جبران نماید. علی (ع) فرمان پیامبر (ص) را به خوبی انجام داد و وقتی گزارش کار خود را به حضرت (ص) ارائه کرد، پیامبر (ص) دستان خود را به آسمان بلند نمود و عرض کرد: &laquo;خدایا! از کار خالد نزد تو بیزاری می&shy;جویم.&raquo;<a href="#_ftn7" name="_ftnref7" data-cke-saved-href="#_ftn7" data-cke-saved-name="_ftnref7">[7]</a></p>
<p>نمونۀ دیگر، شیوۀ برخورد آن حضرت (ص) با قبیلۀ بنی ضمره است. وقتی نمیله بن عبدالله، نماینده پیامبر (ص)، از آن منطقه بازگشت، گفت: آنان گفتند: ما نه با او می&shy;جنگیم و نه با او می&shy;سازیم و نه نبوت او را قبول می&shy;کنیم و نه او را دروغگو می&shy;شماریم. مردم گفتند: ای رسول خدا! با آنان جنگ کن. فرمود: ایشان را واگذارید<a href="#_ftn8" name="_ftnref8" data-cke-saved-href="#_ftn8" data-cke-saved-name="_ftnref8">[8]</a>.</p>
<p>بطلان ادعای برخی از خاورشناسان که پیشرفت اسلام را مدیون شمشیر می&shy;دانند آشکار می&shy;شود<a href="#_ftn9" name="_ftnref9" data-cke-saved-href="#_ftn9" data-cke-saved-name="_ftnref9">[9]</a>، و این حقیقتی است که شرق&shy;شناسان منصف نیز آن را تأیید می&shy;کنند.</p>
<p>کنت دو گوبینو می&shy;نویسد: &laquo;اگر اعتقاد مذهبی را از ضرورت سیاسی جدا کنند هیچ دیانتی تسامح&shy;جوی&shy;تر و شاید بی&shy;تعصب&shy;تر از اسلام وجود ندارد و در واقع همین تسامح و بی تعصبی بود که در قلمرو اسلام بین اقوام و امم گوناگون تعاون و معاضدتی را که لازمۀ پیشرفت تمدن اسلامی است به وجود آورد و همزیستی مسالمت&shy;آمیز عناصر نامتجانس را ممکن ساخت. اما آنچه استفاده از این همزیستی را در زمینه علم و فرهنگ فراهم می&shy;کرد، علاقه مسلمانان بود به علم که منشأ آن تأکید و توصیه اسلام بود، در اهمیت و ارزش علم&raquo;<a href="#_ftn10" name="_ftnref10" data-cke-saved-href="#_ftn10" data-cke-saved-name="_ftnref10">[10]</a></p>
<p>&laquo;ولتر&raquo; در این باره می&shy;نویسد: &laquo;در دوران توحّش و نادانی پس از سقوط امپراتوری روم، مسیحیان همه چیز را مانند هیأت، شیمی، طب، ریاضیات و غیره از مسلمانان آموختند و از همان قرون اولیه هجری ناگزیر شدند برای گرفتن علوم آن روزگار به سوی آنان روی آورند. دین اسلام وجود خود را به کشورگشاییها و جوانمردیهای بیانگذارانش مدیون است. در صورتی که مسیحیان به یاری شمشیر و تل آتش، آیین خود را به دیگران تحمیل کردند.&raquo;<a href="#_ftn11" name="_ftnref11" data-cke-saved-href="#_ftn11" data-cke-saved-name="_ftnref11">[11]</a></p>
<p>گوستاولوبون به نحو زیباتری این حقیقت را بیان کرده است. او می&shy;نویسد: &laquo;زور شمشیر، موجب پیشرفت قرآن نگشت، زیرا رسم مسلمانان این بود که هر کجا را فتح می&shy;کردند، مردم آنجا را در دین خود آزاد می&shy;گذاردند. اینکه مردم مسیحی از دین خود دست برمی&shy;داشتند و به دین اسلام می&shy;گرویدند، و زبان عرب را بر زبان مادری خود برمی&shy;گزیدند، بدان جهت بود که عدل و دادی که از آن عربهای فاتح میدیدند مانندش را از زمامداران پیشین ندیده بودند&raquo;<a href="#_ftn12" name="_ftnref12" data-cke-saved-href="#_ftn12" data-cke-saved-name="_ftnref12">[12]</a></p>
<p>بنابراین، آزادی عقیده از نظر اسلام با محدودیتی که در مورد ارتداد وجود دارد، امری پذیرفته شده و مورد تأیید قرآن و سیره نبوی است و هرگز مسلمان حق ندارد با پیروان سایر ادیان و مذاهب، به خاطر اینکه عقاید آنان را قبول ندارد، ستیز داشته باشد. بر همین اساس، در طول تاریخ پیروان ادیان و مکاتب دیگر (با رعایت حدود قانونی و شرعی) در جوامع اسلامی زندگی شرافتمندانه&shy;ای را داشته و دارند، و از حقوق شهروندی نیز برخوردارند.</p>
<p><span style="font-size: 18pt;">نویسنده: پروفسور <a rel="nofollow" title="علی احتشامی" href="https://fa.iweco.uk/professor-ali-ehteshami/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">علی احتشامی</a></span></p>
<p><strong>کتابنامه:</strong></p>
<p>1-ابن هشام، <strong>السیره النبویه</strong>، تحقیق مصطفی السقاء و دیگران، بیروت، دار المعرفه</p>
<p>2- حدیدی، جواد، <strong>اسلام از نظر ولتر</strong>، بیروت، دار الفکر 1401ق</p>
<p>3- <strong>دایره المعارف اسلام</strong>، لیدن، مدخل تاریخ اسلام</p>
<p>4- زرین کوب، عبدالحسین، <strong>کارنامه اسلام</strong>، تهران، امیرکبیر 1369</p>
<p>5- طباطبایی، محمدحسین، <strong>المیزان فی تفسیر القرآن</strong>، قم، اسماعیلیان 1329ق</p>
<p>6- عبدالحمیدی، حسین، <strong>اسلام و زندگی مسالمت آمیز در دنیای معاصر</strong>، فصلنامه کوثر، سال چهارم ش 5، بهار 1378</p>
<p>7- کوستاولویون، <strong>تمدن اسلام و عرب</strong>، ترجمه هاشم حسینی، تهران کتابفروشی اسلامیه 1347ش</p>
<p>8- مصباح یزدی، محمدتقی، <strong>جهاد در قرآن</strong>، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی 1376</p>
<p>9- واقدی، محمد بن عمر، <strong>المغازی</strong>، تحقیق مارسلان جونش، چ سوم، بیروت موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1409ش</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="#_ftnref1" name="_ftn1" data-cke-saved-href="#_ftnref1" data-cke-saved-name="_ftn1">[1]</a>- آل عمران، 19</p>
<p><a href="#_ftnref2" name="_ftn2" data-cke-saved-href="#_ftnref2" data-cke-saved-name="_ftn2">[2]</a>- آل عمران، 85</p>
<p><a href="#_ftnref3" name="_ftn3" data-cke-saved-href="#_ftnref3" data-cke-saved-name="_ftn3">[3]</a>- انعام، 35</p>
<p><a href="#_ftnref4" name="_ftn4" data-cke-saved-href="#_ftnref4" data-cke-saved-name="_ftn4">[4]</a>- یونس، 99</p>
<p><a href="#_ftnref5" name="_ftn5" data-cke-saved-href="#_ftnref5" data-cke-saved-name="_ftn5">[5]</a>- هود، 28</p>
<p><a href="#_ftnref6" name="_ftn6" data-cke-saved-href="#_ftnref6" data-cke-saved-name="_ftn6">[6]</a>- نحل، 125</p>
<p><a href="#_ftnref7" name="_ftn7" data-cke-saved-href="#_ftnref7" data-cke-saved-name="_ftn7">[7]</a>- ابن هشام، السیره النبویه، ج 4، ص 70</p>
<p><a href="#_ftnref8" name="_ftn8" data-cke-saved-href="#_ftnref8" data-cke-saved-name="_ftn8">[8]</a>- المغازی، ج 1، ص 15</p>
<p><a href="#_ftnref9" name="_ftn9" data-cke-saved-href="#_ftnref9" data-cke-saved-name="_ftn9">[9]</a>- دایره المعارف اسلام، مدخل تاریخ اسلام</p>
<p><a href="#_ftnref10" name="_ftn10" data-cke-saved-href="#_ftnref10" data-cke-saved-name="_ftn10">[10]</a>- کارنامه اسلام، ص 25</p>
<p><a href="#_ftnref11" name="_ftn11" data-cke-saved-href="#_ftnref11" data-cke-saved-name="_ftn11">[11]</a>- اسلام از نظر ولتر، ص 87</p>
<p><a href="#_ftnref12" name="_ftn12" data-cke-saved-href="#_ftnref12" data-cke-saved-name="_ftn12">[12]</a>- اسلام و عرب، ج 1، ص 141</p>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2025-01-01T20:47:48+03:30</pubDate>
	</item>
</channel>
</rss>